ضرب المثلهای فارسی

داستان: این مثل درون رابطه باانی بـه کار مـی رود کـه بی سواد صرف هستند، ضرب المثلهای تمیز معرفت ندارند و خلاصه قوه دراکه و تشخیص آنـها که تا آن اندازه ای ضعیف هست که حتی دو کلمـه ی ساده «هر» و «بر» را کـه شبانان مـی شناسند و محل بـه کار بردن آن دو را نیز مـی دانند از هم تمـیز نمـی دهند. ضرب المثلهای تمیز صدای «هر» به منظور طلبیدن و خواندن گوسپندان هست و صدای «بر» با لهجه و آهنگ مخصوصی کـه فقط شبانان مـی توانند... ضرب المثلهای تمیز ادامـه مطلب

داستان: افراد بسیـار زیرک و باهوش و در عین حال رند و حقه باز و حیله گر را درون عرف اصطلاح عامـه بـه «هفت خط» مثل مـی زنند و فی المثل مـی گویند :«فلانی از آن هفت خط هاست». هفت خط استاد چیره دستی بود کـه از هفت خط بـه بالا را کـه نگارش آن به منظور سایر خطاطان و خوشنویسان خالی از اشکال نبود درون نـهایت زیبایی و هنرمندی مـی نگاشت.اهمـیت و اعتبار استادان هفت خط بـه درجه ای بود... ادامـه مطلب

داستان: وقتی کهی مورد تهدید قرار گیرد و بخواهد متقابلا جواب دندان شکنی بـه تهدید کننده بدهد که تا طرف مقابل، او را آدمـی عاجز و زبون تصور نکند غالبا کف دستش را بـه او نشان مـی دهد و عبارت مثلی بالا را بر زبان مـی آورد. درون سال 56 و 57 قبل از مـیلاد مسیح ارد اشک سیزدهم بـه تخت سلطنت ایران نشست. ارد نخستین پادشاه ایران هست که درون زمان سلطنش دولت ایران مجبور شد با... ادامـه مطلب

داستان: این مثل درون مورد افراد زودباور و ساده لوح بـه کار مـی رود و از آن معانی و مفاهیم احمق و نفهم استنباط مـی کنند. مثلا گفته مـی شود : ضرب المثلهای تمیز «فلانی را هالو گیر آوردم» یـا اینکه : «خیـال مـی کنی هالو گیر آوردی کـه مـی خواهی بنجل آب کنی ؟»هالو محرف خالو یعنی دایی هست که لرها و بختیـاری ها تلفظ مـی کنند، زیرا مخرج «خ» ندارند و به همـین قیـاس خدا را هدا و خرما را نیز هرما... ادامـه مطلب

داستان: هر برحسب تصادف یـا شانس و اقبال و یـا بـه طور کلی بر اثر سعی و تلاش پی گیرش توفیقاتی حاصل کند اصطلاحا گفته مـی شود فلانی نقش آورده هست یعنی محرومـیت ها و ناکامـی های گذشته را جبران کرد و در انجام مقصود بـه مراد دل رسید. اکنون حتما دید نقش چیست و چه عاملی موجب گردیده کـه به صورت ضرب المثل درآمده است.نقش درون کتب و فرهنگ ها بـه معانی : تصویر، شبیـه، صورت... ادامـه مطلب

داستان: عبارت مثلی بالا کنایـه از بدشانسی و بداقبالی است، یعنی بخت یـاری نکرد کـه موفق شود و تصادفات روزگار مانع از آن شد کـه به مقصود نایل آید. هر سال کـه سرما و یخبندان حسابی مـی­شد کار و بار صاحب یخچال­ها سکه بود، زیرا یخش مـی­گرفت و از فروختن این یخ سود سرشاری عایدش مـی­گردید و لیکن گاهی هم اتفاق مـی­افتاد کـه در زمستان هوا بـه شدت سرد و یخبندان نمـی­شد و به... ادامـه مطلب

داستان: هرگاهی بـه منظور تحقیر و تخفیف طرف مقابل از خود چیزی نگوید بلکه نقل قول کند چنانچه طرف مقابل کـه روی سخن با اوست احیـانا درون مقام اعتراض برآید گوینده­ی مطلب بـه عبارت مثلی بالا تمثل مـی­جوید و از خود سلب مسوولیت مـی­کند. اگرچه عبارت بالا جنبه­ی مذهبی دارد زیرا بـه طوری کـه مـی­دانیم از نظر احکام و تعالیم مذهبی نقل کفر، کفر نیست.مثلا اگر گفته شود : «خدا... ادامـه مطلب

داستان: اين مثل درون موردي گفته مي‌شود كه يك نفر ديگران را از خوردن چيزي يا انجام كاري منع كند ولي خود درون اولين فرصت آن منع‌كردن‌ها را نديده بگيرد و آن چيز يا كار را براي خود جايز بداند. اين نكته هم گفتني هست كه درون افسانـه‌هاي آذربايجان گرگ و روباه دو دشمن آشتي‌ناپذيرند. روباهي گرسنـه بـه باغي رسيد. ديد دنبه بزرگي درون تله گذاشته‌اند. روباه خوب مي‌دانست كه اگر... ادامـه مطلب

داستان: ضرب المثل بالا درباره­یی بـه کار مـی­رود کـه حرص و طمعش را معیـار و ملاکی نباشد و بیش از مـیزان قابلیت و شایستگی انتظار لطف و مساعدت داشته باشد. عبارت مثلی بالا از جنبه­ی دیگر هم مورد استفاده و اصطلاح قرار مـی­گیرد و آن موقعی هست که شخص درون ازای تقصیر و خطای نابخشودنی کـه از او سرزده نـه تنـها اظهار انفعال و شرمندگی نکند بلکه متوقع نوازش و محبت و نازشست... ادامـه مطلب

داستان: زیـاد به منظور شما اتفاق افتاده کـه از دوست و رفیقی دعوت کردید که تا برای صرف شام یـا ناهار بـه منزلتان بیـاید. با وجود آنکه ممکن هست تشریفات و تکلفات زیـادی به منظور این مـهمانی قایل شده باشید ولی بـه سابقه­ی خوی تواضع و فروتنی کـه از قدیم و ندیم درون سرشت ایرانی خمـیره شده هست مـیهمان را اصطلاحا بـه عنوان صرف نان و پیـاز دعوت مـی­کنید درون حالی کـه احتمال وجود بره­ی بریـان... ادامـه مطلب




[ضرب المثلهای فارسی - jasjoo.com ضرب المثلهای تمیز]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Tue, 17 Jul 2018 12:59:00 +0000